تبليغاتX
تنهاترین
 

 


                     تنهاترین               

 




 

درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :

تبليغات ويژه قالب ساز :
 
                   هرچی عشقه توی دنیا من می خواستم ماله ما شه

اما تو هیچ وقت نخواستی بین ما غصه نباشه


نويسنده: من وتو مورخ: یکشنبه بیستم مرداد 1387 در ساعت: 12:17
      |+|
تمام شب برای تسکین روحم به سیاهی آسمان خیره می شوم شاید چشمک ستارگان پیراهنش از تاریکی قلبم نجاتم دهد.
تمام شب برای ستایش سکوت گوش به آوای شبنم می سپارم .
تمام شب برای پرستش پاکی به زیر باران می روم تا از برخورد قطراتش بر کویر صورتم رنگی دوباره بگیرم.
تمام شب به خود شب غبطه می خورم.
به سکوتش به سیاهی اش به زیباییش به عشق پاکش و به عاشق بودنش ...
پروانه تمام شب برای خواباندن فرزندش لالایی می خواند و من من تمام شب به نغمه خوانی اش گوش فرا می دهم
و گل آهسته آهسته به خواب می رود...
و من آهسته آهسته صدای شکسته شدن عشق را می شنوم
و اینجا پایان تازه شدن است ...

نويسنده: من وتو مورخ: پنجشنبه دهم مرداد 1387 در ساعت: 20:39
      |+|
دلتنگتم

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

 


نويسنده: من وتو مورخ: سه شنبه هشتم مرداد 1387 در ساعت: 20:26
      |+|
ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ...

من ! زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد !

حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم !

ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ...

گله اي نيست!!!


نويسنده: من وتو مورخ: سه شنبه هشتم مرداد 1387 در ساعت: 20:23
      |+|
عشقم کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نويسنده: من وتو مورخ: یکشنبه سی ام تیر 1387 در ساعت: 20:49
      |+|
وبدون عشقم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

دوباره خزون اومد         نم نم بارون میزنه تو صورتم

 

بوی خاک و نم کوچه      میگه هنوز دیوونتم

 

رعد و برق فهمیده انگار    زندگیم شده غم انگیز

 

دستای کیو گرفتی ؟       زیر بارونای پاییز

 

میخوام اینجا با تو باشم     زیر بارونا دوباره

 

ولی افسوس نه تو هستی     نه دیگه بارون میباره

 

میخوام اینجا با تو باشم     زیر بارونا دوباره

 

ولی افسوس نه تو هستی     نه دیگه بارون میباره

 

خزونم داره میره     نمونده برگی رو درختا

 

من هنوز منتظرم     توی جادّه تک و تنها

 

دیگه بارون نمیباره    توی جاده پُرِ برفه

 

به خدای آسمونا    عشقت از یادم نرفته

 

میخوام اینجا باتو باشم   زیر برف و باد و بارون

 

نیایی با خاطراتت    سر میذارم به بیابون

 

دیگه بارون نمیباره    توی جاده پُرِ برفه

 

به خدای آسمونا    عشقت از یادم نرفته

 

 


نويسنده: من وتو مورخ: یکشنبه سی ام تیر 1387 در ساعت: 20:30
      |+|

نويسنده: من وتو مورخ: جمعه بیست و هشتم تیر 1387 در ساعت: 14:58
      |+|

نويسنده: من وتو مورخ: جمعه بیست و هشتم تیر 1387 در ساعت: 14:33
      |+|

نويسنده: من وتو مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 13:33
      |+|
سکوت
در دلم به اندازه تمام کلماتی که حرف زده ام سکوت دارم
گاهی چه زیبا و آرام بخش است این سکوت
و گاهی چنان احساس خفقان می کنم که می خواهم با تمام وجودم از ته دل فقط فریاد بکشم
تا تو بودی سکوت معنا نداشت
غم معنا نداشت
همه شور بود و هیجان
لبهایم با کلمات غریبه شده اند
کلمات برای ساختن یک جمله کنار هم جا نمی گیرند
من همچنان در سکون و سکوت هستم
ولی
همانند پری که باد آن را به این سو و آن سو می برد در خلا سرگردانم
بی هیچ اراده ای
نه نیازی هست
نه شوری هست
نه امیدی
که بخواهم به آینده بنگرم
روزمرگی ها تمام زندگی را فرگرفته است
رقابت خورشید و ماه برای نمایان شدن روز به روز سخت تر می شود.
و هدف در این رقابت جای خود را گم کرده است
پس ناگزیرم که این سکون و سکوت را حفظ کنم.

نويسنده: من وتو مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 13:25
      |+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie